
نوروز بر شما خجسته باد
منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد وکهن ترین آیین ملی در جهان به شمار میرود. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث بهعنوان پایهگذار نوروز معرفی شده است پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.
برخی از روایتهای تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت میدهد. بر طبق این روایتها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمیگردد همچنین در برخی از روایتها، از زرتشت بهعنوان بنیانگذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.
نوروز در زمان هخامنشیان
کوروش دوم، بنیانگذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامههایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکانهای همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا مینمود. این آیینها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار میشده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار میشد. البته در سنگنوشتههای بهجا مانده از دوران هخامنشیان، بهطور مستقیم اشارهای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی ها بر روی این سنگنوشتهها نشان میدهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشنهای نوروز آشنا بودهاند،و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن میگرفتهاند.شواهد نشان میدهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکهای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.
در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازهای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار میشده است.
نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان
در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته میشد. در این دوران، جشنهای متعددی در طول یک سال برگزار میشد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول میکشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم میشد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته میشد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا میشد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقهای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشهوران و اشراف) به دیدار شاه میآمدند و شاه به سخنان آنها گوش میداد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر میکرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی میآمدند.
اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا میکردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را میکاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمیکردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند.همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز بهعنوان عیدی متداول شد.
نوروز پس از اسلام
از برگزاری آیینهای نوروز در زمان امویان نشانهای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر میرسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال میکردهاند. با روی کار آمدن سلسلههای سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار شد.
در دوران سلجوقیان، به دستور جلالالدین ملکشاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یکبار، تعداد روزهای سال را (بهجای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، میبایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.
نوروز در دوران صفویان نیز برگزار میشد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.
نوروز در دوران معاصر
نوروز بهعنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار میشود. البته برگزاری جشن نوروز بهصورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومتها برای مدتزمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را بهگونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن میگرفتهاند.همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز میگذاشتند؛ بهطور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی میکردند که آیینهای نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند.همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت میشناخت.
جغرافیای نوروز
-
منطقهای که در آن جشن نوروز برگزار میشد، امروزه شامل چند کشور میشود. نوروز همچنان در این کشورها جشن گرفته میشود. با وجودی که بسیاری از آیینهای نوروزی در این کشورها بهصورت مشابه در این کشورها برگزار میشود، اما برخی آیینهای نوروز در این کشورها دارای تفاوتهایی با یکدیگر هستند. بهطور مثال در افغانستان در روز اول نوروز، سفره هفتمیوه میچینند ولی در ایران، سفره هفت سین میاندازند.
همچنین کشورهایی مانند مصر و چین جزو سرزمینهایی نیستند که در آنها نوروز جشن گرفته میشد، اما امروزه جشنهایی مشابه جشن نوروز در این کشورها برگزار میشود.
منابع:
-
ظهوری، محمدظهیر هفتمیوه و هفتسین
-
آدینه، اسفندیار .نوروز در نشیب و فراز تاریخ. مقاله. بیبیسی فارسی.
-
اکرماف، الهام .نوروز در ازبکستان .مصاحبه. موسسه مطالعات روسیه، آسیای مرکزی و قفقاز.
-
-
بشیر، مهدی . نوروز باستانی در کشور عزیز ما افغانستان .
-
پودفروش، هستی . نوروز، کهنترین میراث معنوی بشر .مقاله.
-
دهخدا، علیاکبر. نوروز .مدخل. لغتنامه دهخدا.
-
رزمجو، شاهرخ. آغاز سال نو در دوره هخامنشی. پژوهشکده مردمشناسی سازمان میراث فرهنگی ایران.

این نوشتار به پاسخ پرسش هایی پیرامون جشن چارشنبه سوری و قدمت آن و مراسم رایج در این سنت دیرینه ٬ اشاره
می کند
جشن «چارشنبهسوری» در سراسر ایرانزمین در شبِ آخرین چارشنبه سال همراه با آتشافروزی و پریدن از روی آن. این جشن با «آب» نیز در پیوند است و در برخی نقاط، پریدن از روی نهر یا آوردن آب از چشمه توسط دختران و شكستن كوزههای آب دیده شده است. در شیراز دختران و زنان از بامداد چارشنبهسوری تا پایان روز به آبتنی در چشمه كنار آرامگاه سعدی میپردازند و پسانگاه پسران و مردان آنرا ادامه میدهند. در آذربایجان (و نیز در جمهوری آذربایجان/ اَران) جشن چارشنبهسوری در هر چهار چارشنبه اسفندماه برگزار میشود. برخی جشن چارشنبهسوری را به دلیل نبودِ روزهای هفته در ایران باستان، جشنی نوساخته قلمداد میكنند در حالیكه این پندار درست به نظر نمیرسد. هر چند كه از دلایل و دیرینگی چارشنبهسوری آگاهی چندانی در دست نیست، اما شواهد متعددی در وجود نام روزهای هفته در ایران باستان در دست است و از جمله در شاهنامه فردوسی هم به نام روزهای هفته و هم به جشن آتشی در «چارشنبهروز» اشاره شده است. با توجه به شواهد موجود، احتمال میرود كه این جشن با جشن «فروردگان» در بیست و ششم اسفند و نیز با خانهتكانی پایان سال و پاكیزگی خانه در پیوند باشد. پریدن از روی آتش نیز بر خلاف برخی پندارها بهیچوجه بیاحترامی به آتش نیست، بلكه این كار بگونهای نمادین برای سوزاندن و پاك كردن همه بدیها و نادرستیها و كدورتها انجام میشود. سرودها و ترانههای معروف چارشنبهسوری نیز به این نكته اشاره دارند.
پاسخ به پرسش هایی پیرامون جشن چارشنبه سوری
|
چرا چارشنبهسوری در سهشنبه برگزار میشود و آیا چهارشنبه درست است یا چارشنبه؟ مبدأ شبانروز یك قرارداد است. در زمانها و نواحی گوناگون، گاه نیمه شب، گاه هنگام برآمدن خورشید، گاه هنگام نیمروز و گاه هنگام فروشدن خورشید را مبدأ و آغاز شبانروز میگرفتهاند. اینگونه رسوم هنوز هم در برخی نقاط ایران متداول است و برای نمونه در تاجیكستان و آسیای میانه همواره آغاز سال نو را از هنگام غروب خورشید در آخرین روز سال برمیشمارند و جشن میآرایند. برگزاری چارشنبهسوری در سهشنبه شب به روزگاری مربوط میشود كه هنگام فروشدن خورشید، آغاز شبانروز و آغاز چارشنبه دانسته میشده است. امروزه نیز این باور همچنان پایدار مانده است و مثلاً وقتی از «شب جمعه» سخن میرانند، در واقع «پنجشنبه شب» را در نظر دارند. اما در باره پرسش دیگر میتوان گفت كه امروز هر دو گونه این واژگان در متون ادبیات فارسی بكار رفته و هیچكدام اشتباه نیستند. در شاهنامه فردوسی و بسیاری از متون منظوم به شكل چارشنبه بكار رفته و در تداول عموم نیز همینگونه بر زبان میآید. البته این جشن با نامهای دیگری نیز تداول دارد.
آیا پریدن از روی آتش عمل توهینآمیز به آتش نیست؟ آداب و رسوم مردمان، گوناگون است و ممكن است هر باوری از دید دیگران عملی نادرست دانسته شود. در نتیجه هنگامی میتوان كاری را توهینآمیز خواند كه مجری آن آهنگ توهین داشته باشد. هممیهنان ما هیچكدام از اینكار، چنین قصدی را ندارند و پریدن از روی آتش، بگونهای نمادین برای زدودن و سوزاندن بدیهای هر شخص انجام میشود و مردمان خواستهاند تا با اینكار، آتش به آنان پاكی و تازگی هدیه كند. اما آنچه به گمان من نادرستتر است، كارهای ناهنجاری است كه امروزه متداول شده و عملاً چارشنبهسوری را به شب تباهی و آلودگی شهرها كشانده است. آیینی كه نیاكان ما برای پاكیزگی زیستبوم خود انجام میدادهاند، ما همان كار را برای تباهی و آلودگی آن انجام میدهیم. بویژه كه اخیراً كسانی كوشش كردهاند تا با توزیع مواد منفجره و ترغیب غیرمستقیم كودكان و نوجوانان به استفاده فراگیر از آن، آسیبی جدی به این جشن كهن و شادیبخش ایرانی وارد كنند.
بعضی محققان چارشنبه سوری را شكل عوضشده جشن سده یا آتش نوروزی میدانند. آیا این درست است یا دلیل دیگری دارد؟ بررسی آداب و آیینهای مردمی، روشنگر این پرسش است. همه سنتها، ترانهها، باورها و مراسمی كه مردمان نواحی گوناگون در این شب انجام میدهند، با وجود تفاوتهایی كه با یكدیگر دارند، در یك ویژگی با هم همسانند: «راندن ناپاكیها و بدیها». ترانهها و باورهایی كه به بلاگردانی، راندن چشم شور، گرهگشایی، آجیل مشكلگشا، بختگشایی دختران و امثال این میپردازند؛ و همچنین سوزاندن شاخههای خشكیده و علفهای هرز باغها و مزارع در نواحی روستایی، همگی نشان از پیوند این آیین با خانهتكانی، زدودن ناپاكیها و آمادگی برای زایش دوباره گیتی است. در برخی نواحی اروپایی همچون رومانی و بلغارستان نیز در نزدیكهای بهار مراسمی در سوزاندن اشیای غیرلازم برگزار میشود. چارشنبهسوری ارتباطی با سده و آتش نوروزی ندارد و هر كدام آنها، جشن و مناسبت خاص خود را دارند. در بسیاری از نواحی ایران، هر سه جشنِ آتش نامبردهشده برگزار میشود كه نشانه مناسبتهای گوناگون آنها است.
چرا ایرانیان چهارشنبه را نحس میدانستند؟ ایرانیان نه تنها چارشنبه، كه هیچ روز و شبی را به خودی خود نحس و بد یوم نمیدانستند و هنوز هم نمیدانند. در باورهای ایرانی هر روز سال به یكی از ایزدان منتسب است و گرامی داشته میشده است. بویژه روزهای پایانی سال كه زمان بازگشت روان و فروهر درگذشتگان بشمار میآمده و آیینهایی بسیار زیبا و باشكوه در استقبال نمادین آنان برگزار میكردهاند. باورهایی اینچنین، به فرهنگهای وارداتی دیگر وابسته است.
چارشنبه سوری در دو متن کهن ۱ - نخستین و کهنترین کتابی که در آن به چنین آتشافروزی اشاره شده است، کتاب «تاریخ بخارا» نوشته ابوبکر محمد بن جعفر نَـرشَـخی (358- 286 ق) است. در این کتاب که به نام «مزارات بخارا» نیز شناخته میشود، واقعهای به شرح زیر از میانه سده چهارم و زمان «منصور بن نوح سامانی» نقل شده است: " . . . و چون امیر منصور بن نوح به مُلک بنشست، اندر ماه شوال سال سیصد و پنجاه، به جوی مولیان، فرمود تا آن سرای را دیگر بار عمارت کردند و هر چه هلاک و ضایع شده بود بهتر از آن به حاصل کردند. آنگاه امیر به سرای بنشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون «شبِ سوری» چنانکه «عادت قدیم» است، آتشی عظیم افروختند. پارهای از آن بجست و سقف سرای در گرفت و دیگر باره جمله سرای بسوخت."
۲ - دومین متن کهن که اشارهای هر چند غیر مستقیم به جشن چارشنبهسوری دارد، شاهنامه فردوسی است. در داستان بهرام چوبینه با «پَـرموده» پسر ساوهشاه آمده است که هنگامی که هر دو سپاه آماده رزم بودند، ستارهبینی بهرام را پند میدهد که:
ستارهشمر گفت بهرام را که در «چارشنبه» مزن کام را اگر زین بپیچی گزند آیدت همه کار ناسودمند آیدت یکی باغ بُـد در میان سپاه از این روی و زان روی بُـد رزمگاه بشد «چارشنبه» هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد ببردند پر مایه گستردنی می و رود و رامشگر و خوردنی . . . ز جیحون همی آتش افروختند زمین و هوا را همی سوختند
| |
|
| |
|
مراسم چهارشنبه سوري | |
|
بوته افروزي
در ايران رسم است كه پيش از پريدن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله» كپه مي كنند. با غروب آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شوند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من" هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به ساكنان خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.
| |
|
مراسم كوزه شكني مردم پس از آتش افروزي مقداري زغال به نشانه سياه بختي،كمي نمك به علامت شور چشمي، و يكي سكه دهشاهي به نشانه تنگدستي در كوزه اي سفالين مي اندازند و هر يك از افراد خانواده يك بار كوزه را دور سر خود مي چرخاند و آخرين نفر ، كوزه را بر سر بام خانه مي برد و آن را به كوچه پرتاب مي كند و مي گويد: «درد و بلاي خانه را ريختم به توي كوچه» و باور دارند كه با دور افكندن كوزه، تيره بختي، شور بختي و تنگدستي را از خانه و خانواده دور مي كنند.
همچنين گفته ميشود وقتي ميتراييسم از تمدن ايران باستان در جهان گسترش يافت،در روم وبسياري از کشورهاي اروپايي ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد ميترا جشن گرفته ميشد.ولي پس از قرن چهارم ميلادي در پي اشتباهي كه در محاسبه روز كبيسه رخ داد . اين روز به 25 دسامبر انتقال يافت | |
|
فال گوش نشيني زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبتكردن رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.
قاشق زني زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.
آش چهارشنبه سوري خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.
تقسيم آجيل چهارشنبه سوري زناني كه نذر و نيازي مي كردند در شب چهارشنبه آخر سال، آجيل هفت مغز به نام «آجيل چهارشنبه سوري» از دكان رو به قبله مي خريدند و پاك مي كردند و ميان خويش و آشنا پخش مي كردند و مي خورند. به هنگام پاك كردن آجيل، قصه مخصوص آجيل چهارشنبه، معروف به قصه خاركن را نقل مي كردند. امروزه، آجيل چهارشنبه سوري جنبه نذرانه اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوري شده است.
مراسم ديگري مانند توپ مروارید ، فال گوش ، آش نذری پختن ، آب پاشی ، بخت گشائی دختران ، دفع چشم زخمها ، کندرو خوشبو ، قلیا سودن ، فال گزفتن هم در این شب جزو مراسمات جالب و جذاب می باشد
منابع:
۲ - فرشته رفیعزاده، چارشنبهسوری- پژوهش مردمشناسی در زمینه جشنهای آتش در سرزمینهای ایرانی، 1382 ۳ - رضی، هاشم. «بخش ششم: جشن سوری چهارشنبهسوری». گاهشماری و جشنهای ایرانی باستان. چاپ سوم، تهران: بهجت، ۱۳۸۴، ۴ - شاهنامه فردوسی، تصحیح رستم علییف، انستیتوی خاورشناسی آکادمی علوم اتحاد شوروی، جلد هشتم، مسکو، 1970 ۵ - ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، تاریخ (مزارات) بخارا، ترجمه ابونصر قبادی، به کوشش تقی مدرس رضوی، بنیاد فرهنگ ایران، 1351 ۶ - ویکی پدیا | |

جشن نوروز رودها (19 اسفند) و جشن گلدان یا اینجه (20 اسفند) بر همگان خجسته باد.
نوزدهم اسفند یا فروردین روز : جشن نوروز رودها ، گرامیداشت، لایروبی و پاكسازی رودها، كاریزها و چشمهها همراه با پاشیدن عطر و گلاب بر آنها.

بیستم اسفند یا بهرام روز : جشن گلدان یا اینجه، روز آمادهسازی و كاشت گلها و گیاهان در گلدانها و نیز جشن درختكاری.
از : دکتر غیاث آبادی


خاستگاه نام ماه هاي ايراني
نام ماه هاي دوازده گانه پارسي همگي برگرفته از متون كهن زردشتي است كه ريشه در اعتقادات و باورهاي اين آيين دارد. رب النوع خرد براي شكست ارواح متخاصم، نيروها و موجودات چندي آفريد. اين مخلوقات، گروهي از موجودات ماوراءالطبيعي بودند. نخستين گروه، شش امشاسپند است كه به همراهي رب النوع خرد، هفت موجود جاويدان مقدس را شكل مي دهد تا از اولين گروه متشكل از هفت مخلوق زماني كه جوهره عالم ايجاد شد دفاع كنند. اين گروه محافظان آسمان، آب، زمين، آتش، گياهان، حيوانات و انسان ها هستند.
شش ماه از دوازده ماه سال به نام اين امشاسپندان نامگذاري شده است. خشترا وئيرا (شهريور) ايزد آسمان، تمامي سنگ ها، مواد، جنگاوران و مدافع فقرا و ضعفا است. شهريور به معناي حاكميت پسنديده است (كشور آرزو شده.) شهر به معني سرزمين و قلمرو و ور به معناي مطلوب و پسنديده است. آشاوهيشتا (ارديبهشت) خداوندگار آتش و گرماي نيم روز است و به معناي نهايت عدالت و نيكوكاري (بهترين راستي) است. آشا معاني متعددي دارد. نيكوكاري، قانون، خلوص و پاكدامني، مقدس (آشا زردشت) تنها نمونه اي از معاني رايج آشاست.
وهومناه (بهمن)، پشتيبان حيوانات به معناي هدف نيك (نيك نهاد) است. بهمن سمبل و نمونه تمام عيار نيكي خالق و الوهيت مجسم مبادي آشا (نظم گيتي) است. هئوروتات (خرداد) محافظ آب ها و به معناي تندرستي يا تماميت است. (رسايي و كمال.)
الهه سپنتا آرمئيتي (اسفند- اسپندارمز) پشتيبان مادر زمين (فروتني مقدس) است. اسپند به معناي مقدس و آرمئيتي همتراز با وقف و عشق و علاقه بي قيد و شرط است. اين ايزد محافظ چوپانان و كشاورزان نيز هست. سپنتا آرمئيتي در يونان، الهه زراعت و حاصلخيزي و در ارمنستان سپندارامت خوانده مي شود. امرتات (مرداد) پشتيبان تمامي گياهاني است كه نماينده ابديت (نه ميرا) هستند. مر (مرگ در زبان فارسي امروزي) به معناي مرگ است. مرداد به معناي مرگ و امرداد به معني ابديت و ناميرايي است. كلمه مرداد به اشتباه در تقويم هاي امروزي به كار مي رود و بايد به جاي آن امرداد را جايگزين كرد.
اين موجودات ابدي از ديگر سو بيانگر جنبه هاي مختلف و گوناگون وجودي اهورامزدا بودند. يكي از وظايف آنها انتقال اين ويژگي ها به انسان است. براي مثال، وهومناه (بهمن) سمبل هدف نيك است. زردشتيان از طريق بهمن يشت (سروده هاي منتسب به بهمن) خود را براي هميشه تحت انتظام مفاهيم نيك و شريف درآوردند. ارديبهشت يشت (يشت به معناي دعاست) به زردشتيان عدالت و نيكوكاري، ويژگي يكي از ايزدان را آموخت.
دومين گروه موجودات ماوراءالطبيعه، يزتا (ايزد) خوانده مي شوند. ايزدهاي متعددي در مفاهيم زردشتي وجود دارد. نيروهاي خوب در طبيعت و تمامي كردارهاي مفيد به حال بشر هر كدام ايزد خاص خودشان را دارند. آذر، آبان، خورشيد، مهر، تير و بهمن بخشي از ايزدان برجسته هستند. آذر (آتار- آدور) يزتاي آتش است. (اگي در ريگ وداي هندي.) اين ايزد يكي از مهم ترين ايزدهاي آيين زردشتي است. در اسطوره شناسي اوستا، آذر براي غلبه بر برخي مشكلات و موانع به ياري تهمورث و ييما خشئيت (جمشيد) مي شتابد.
آبان در اوستا، پارسي ميانه و زبان پهلوي به معناي آب است. اين ايزد پشتيبان آب ها و دستيار سپنتا آرمئيتي است. مهر در اوستا و زبان پهلوي، ميترا خوانده مي شود. مهر يزتاي عهد و پيمان و وفاداريست. مهر از كلمه مئي منشا مي گيرد كه به معناي معامله و داد و ستد نيز هست. مهر در اوستا، پشتيبان پيمان دوستي است. مهر ايزد آزمايشي سخت براي اثبات بي گناهي يا گناهكاري با آتش نيز هست و مسووليت داوري روح انسان ها در هنگام مرگشان نيز با اوست. يوناني هاي كهن اين ايزد را با آپولو برابر مي دانستند.
آخرين گروه هاي موجودات ماوراءالطبيعه فره وشي ها، فرشتگان نگهباني هستند كه توسط اهورامزدا براي مراقبت از هستي پس از آفرينش دنياي خاكي خلق شده اند. فره وشي ها محافظ انسان از بدو تولد تا مرگ او هستند. فروردين كه از نسب فره وشي ها روي زمين است به معناي شكوه آگاهي ديني است. فروردين جشن نزول فرشتگان روي زمين پيش از آغاز سال نو است. فروردگان، جشن فره وشي است و تا امروز نيز توسط زردشتيان گرامي داشته مي شود. دي (دادار) به معني خالق (آفريدگار) است. تمامي ماه هاي سال اختصاص به اهورامزدا داشت. روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم هر ماه، دي خوانده مي شد. نخستين روز از اين ماه، با عنوان خرم روز كه جشن نيكوكاري بود گرامي داشته مي شد.
دوازده ايزد تحت عناوين ماه هاي سال در تقويم پارسي امروزي همچنان به جاي مانده اند و در دوران اسلامي نيز همان ساختار به ایرانیان شيعي انتقال يافت.
نویسنده : معصومه پرايس
ترجمه : رضا دستجردي


برای درج نوروز در تقویم بین المللی جهانی تا الان فقط ۱۹۰هزار نفر ثبت نام کرده اند،اگر به حفظ میراث معنوی ایران زمین درجهان اهمیت می دهید برای رای دادن اقدام کنید و به دیگران هم یادآوری کنید که این کار را بکنند.
برای رای دادن بر روی لینک زیر کلیک کنید .وقتی صفحه مورد نظر باز شد بر روی مستطیلی که در انتهای صفحه است کلیک کنید.صفحه دیگری باز می شود.در سه مستطیل اغاز صفحه به ترتیب نام و ایمیل و نام کشور را بنویسید و در انتهای صفحه بر روی مستطیل رای گیری کلیک کنید.با سپاس از همه ی شما.اگر دوست دارید به دوستانتان هم خبر دهید.

ریشه واژه یلدا
واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه های متداول زبان «آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی از زبان های رایج در منطقه خاورمیانه و زبان اصلی نگارش کتب عهد جدید مسیحیان بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است).
پبشینهٔ جشن
یلدا و جشنهایی که در این شب برگزار میشود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار میکردهاند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است. بسیاری بر این باورند که ریشهٔ پاسداشت شب چله میراث قوم کاسپیان است. کاسپها از اولین اقوام آریایی هستند که وارد ایران شدند.انها مردمانی با چشمهای کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گیلان امروزی سکنی گزیدند و پس از چندی به نقاط دیگر ایران مهاجرت کردند. کاسپها قوم نیرومندی بودند و تمدن توانمندی را پایهگذاری کردند. از جمله تمدنهای آبی (Hydraulic Civilizations) که میتوان از زیگورات چغازنبیل، آسیابها و قناتهای دزفول و شوشتر بهعنوان آثار باقیمانده از تمدن کاسپها نام برد. همچنین پلهای بسیاری با نام آناهیتا در سراسر ایران ساختند و با ساخت چهارتاقیهایی توانستند انحراف ۲۳ درجهٔ مدار زمین در گردش به دور خورشید را اندازهگیری کنند. کاسپها با استفاده از این ابزار به تقویمی دقیق دست یافتند و دریافتند که پس از آخرین شب پاییز بر طول روزها اندکاندک افزوده شده و از طول شبهای سرد کاسته میشود.
این جشن در ماه پارسی «دی» (تولد دوباره خورشید) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بودهاست که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژهٔ روز (DAY) در زبان انگلیسی (که همریشه با زبانهای کهن آریایی است) نیز از نام این ماه برگرفته شدهاست. نور، روز و روشنایی خورشید، نشانههایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانههایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر میبرند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاهتر نشانهای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین. هنگام توسعهٔ آیین مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زایش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار میشدهاست و پس از استیلای مسیحیت در اروپا، آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم و بهخصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود همچنان باقی ماند اما با آمدن دين جديد رنگ نباخت .

تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقههای مختلف مسيحيت متفقالقول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح میدانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند. با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقههای ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح میدانند. آنچه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشارههای انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و همچنين تاريخ دوران اوليهی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابلانکار است. نخستين مايههای جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديهی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زندهنگهداشتن آن کوشيدهاست.
ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» میپنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن میگرفتند و گرد آتش جمع میشدند و شادمانه رقص و پایکوبی میکردند.آن گاه خوانی الوان میگستردند و «میزد» نثار میکردند. «میزد» نذری یا ولیمهای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیینهای ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی میگستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآوردهها و فرآوردههای خوردنی فصل و خوراکهای گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژهای که آن را «میزد» مینامیدند، بر سفره جشن مینهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوههای البرز به انتظار باززاییدهشدن خورشید مینشستند. برخی در مهرابهها (نیایشگاههای پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول میشدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را میخوانند که دعای شکرانه نعمت بودهاست. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ میخواندند و به استراحت میپرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز مینامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست میکشیدند که نمیخواستند احیاناً مرتکب کار بدی شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ میشمرد.
منابع:
- مهر، فرهنگ. دیدی نو از دینی کهن.
- رضی، هاشم. گاهشماری و جشنهای ایران باستان
- جلد چهارم فرهنگ معین - امیرکبیر تهران ۱۳۶۲
- دکتر عباس احمدی , مقالهٔ یلدا و جادو
- مجله آفتاب , شمارهٔ پنجم , سال اول
ادامه مطلب...


او باید بداند که همه مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بیاموزید به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت میشود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن ، دوستی هم هست.
میدانم که وقت میگیرد اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
اگر میتوانید به او نقش مؤثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز میکنند، دقیق شود.
به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایمها، ملایم و با گردنکشها ، گردنکش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند.
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید.
اگر میتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد.
به او بیاموزید که میتواند برای فکر شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بیمعناست!
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
مترجم: زهره دانایی

یکی از همکاران می گفت من اول هر ماه به دانش آموزان نمره 20 را میدادم ومی گفتم بچه ها این نمره شماست برحسب هر پرسشی که انجام خواهم داد برای هر پاسخ غلط نمره کسر خواهم کرد هرکس توانست تا آخر ماه این نمره را نگهدارد مال خودش وگرنه هرچه ماند آنرا اعمال خواهم کرد این چند حسن داشت :
1- بچه ها گله نداشتند که من نمره نمی دهم بلکه خودشان نمره نمی توانند نگهدارند.
2- من مجبور بودم آنقدر پرسش کنم که واقعا نمره واقعی شان میشد.واز همه هم باید می پرسیدم.
3- بچه ها چیزی که داشتند نمی خواستند به آسانی ازد ست بدهند.
منبع

۱ – نقد و بررسی در س های ۱۱ و ۱۴ از کتاب تاریخ معاصر ایران جدید التألیف که تا تاریخ ۲۰ / ۱۱ / ۱۳۸۷ می بایست در اختیار گروه تاریخ استان قرار گیرد .
پس همکاران محترم نهایتأ تا مورخه ۱۵/ ۱۱/ ۱۳۸۷ فرصت دارند تا نقد های خود را به گروه تاریخ شهرستان ارسال نمایند . همچنین جهت استفاده در وبلاگ گروه تاریخ و نیز ارسال به استان شایسته است نقد انجام گرفته بر روی سی دی آورده شود و برای جلوگیری از مشکلات بعدی زیبنده است که این نوشته با قلم TIMS New ROMaN باشد . مقرر شد که گروه تاریخ استان برای بهترین نقد در هر منطقه گواهی تشویقی صادر و ارسال نماید.
۲– تهیه محتوای آموزش الکترونیکی از درس ۱ کتاب تاریخ شناسی پیش دانشگاهی . البته این مجموعه می بایست بر اساس نرم افزار Multimedia Builder که سی دی آموزشی و قابل نصب آن بر روی رایانه شما در گروه موجود می باشد ، انجام پذیرد.
۳ - باز نویسی دروس ۶ و ۲۰ کتاب تاریخ ایران و جهان (۱)
تذکر : موارد 1 و 2 مطرح شده به صورت مسابقه در بین دبیران تاریخ استان قرار داده شده است .

|
شماره درس |
نوبت اول |
نوبت دوم |
شهریور |
|
درس اول |
۲ |
۱ |
۱/۵
|
|
درس دوم |
۱/۵ | ||
|
درس سوم |
۲ | ||
|
درس چهارم |
۱/۵ |
۱ |
۱/۵ |
|
درس پنجم |
۲ | ||
|
درس ششم |
۱/۵ |
۱ |
۲ |
|
درس هفتم |
۱/۵ | ||
|
درس هشتم |
۱/۵ | ||
|
درس نهم |
۲ |
۱ |
۱/۵ |
|
درس دهم |
۱/۵ | ||
|
درس یازدهم |
۱/۵ | ||
|
درس دوازدهم |
۱/۵
|
۲ |
۱/۵ |
|
درس سیزدهم |
جمع ۲۰ نمره | ||
|
درس چهاردهم |
| ||
|
درس پانزدهم |
|
۲ |
۲ |
|
درس شانزدهم |
| ||
|
درس هفدهم |
|
۲ |
۲/۵
|
|
درس هجدهم |
|
۳
| |
|
درس نوزدهم |
|
۲/۵ | |
|
درس بیستم |
|
۱/۵ | |
|
درس بیست و یکم |
|
۲ |
۲ |
|
درس بست و دوم |
|
۱/۵ |
۳ |
|
درس بیست و سوم |
|
۲ | |
|
|
|
جمع ۲۰ نمره |
جمع ۲۰ نمره |
تو ضیحات :
۱ - این بارم بندی از طرف گروه تاریخ استان اعلام شده ولی از نظر گروه تاریخ منطقه خمینی شهر صرفا جنبه پیشنهادی دارد.
۲ - هیچ الزامی در رسیدن به درس دوازدهم برای امتحان پایانی اول نیست ولی کلیه همکاران محترم لطف کرده و تا پایان اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ کتاب را به طور کامل تدریس فرمایند.








